فقط 10 روز دیگه مونده تا 30 سالگیم تموم بشه و برم تو 31
3 دهه زندگی کردم اگه مثل فوتبال بود بعد هر 10 تا قهرمانی یک ستاره بالای لوگوی باشگاه میزدن من الان باید 3 تا ستاره میزدم . کاش این 10 روز هیچ وقت تمام نشه دلم نمیخواد بشم 31 همیشه تو رویاهای کودکیم سن 30 سالگی برای خودم این طوری تصور میکردم که به همه آرزوهام رسیدم تو این سن ............
پ.ن: دوباره امشب بهش پیام دادم خو یکی نیست بزنه پس کلم بگه عموجان تو که 1 سال هی پیام میدی میبینی جوابت نمیده چرا دوباره پیام میدی؟ باز من برگردم بهش بگم خو میخواستم ببینم قبول شده ارشد یا نه همین ؟ بعد بگه ببین عمو جان تو این دنیا هرکی دیگه بود این سوال ازش میپرسید جوابش میداد بدون که تو را نمیخواد که جوابت نمیده برو خدات شکر کن تا الان بلاکت نکرده؟ بعد منم برگردم بگم گفته بیا خواستگاری تا جوابت بدم؟ بعد بگه عموجان بعضی وقتها همین جواب ندادن یک نوع جواب چرا سرت کردی زیر برف و نمیخوای ببینی که تو این 1 سال هزاربار جوابت داده که نمیخوادت ؟ چند بار بلاکت کرد عین آن 136 نفر برن ازش این سوال بپرسن مطمئن باش جواب میگیرم الا تو؟ باز من بهش بگم نه میخوادم و به همون چیزهای اشاره کنم که هنوز براشون جوابی پیدا نکردم و فکر میکنم شاید از رو دوست داشتن من آن کارها کرده؟ عمو جان اگه یکی دوست داشته باشه نمیذاره تو عذاب بکشی بفهم نفهم که نمیخوادت، آن توانسته تو راه فراموش کنه تو چرا نمیخوای فراموشش کنی ؟
و در آخرم عموجان رویای من که زده پس کلم یکی دیگه هم بزنه و بگه تو آدم بشو نیستی و بره بشینه و چایش بخوره و زیر لب حسابی غر غر کنه و فحشم بده، منم برم تو فکر که عموجون آن دوستم داره فقط منتظره تا من یک حرکتی بکنم و یک تکونی به خودم بدم.
روزی که بدستش بیارم تا روزی که بمیرم کنارش میمونم و عاشقانه دوستش خواهم داشت.
برچسب:
نویسنده: متین کاشانی