خرید بک لینک
زنگ بزنی انتظار جوابی نداشته باشی

جواب بده بگه بله و در همون لحظه انگار برق بهت وصل شده باشه و یک هو ریست بشی و قطع کنی

دوستت دارم

برچسب: نویسنده: متین کاشانی تاريخ: دوشنبه 29 مرداد 1397 ساعت: 8:23

تا آخر عمرم این روز به عنوان بدترین روز زندگیم فراموش نخواهم کرد

برچسب: نویسنده: متین کاشانی تاريخ: دوشنبه 21 خرداد 1397 ساعت: 11:05

 چندروزی تا میخواستم بهش زنگ بزنم یا حتی پیام بدم ولی دیدم دلیلی نداره برای آرام شدن خودم آرامش اون خراب کنم ولی ای کاش یک روز صبح که از خواب بیدار میشم اونی ªادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین کاشانی تاريخ: دوشنبه 21 خرداد 1397 ساعت: 11:05

باز دوباره امروز از صبح که بیدار شدم دلم فقط صداش میخواست نمیدونم امروز چی شده بود که همش تو فکرم بود. و آخرشم نتوانستم طاقت بیارم و بهش پیام دادم بعدشم تو تلگرام بهش گفتم که فکر کردی من میتوانم از تو بگذرم؟ و اینم مطمئنم که صبح نشده بلاکم میکنه دل دیگه بعضی وقتها نمیتوانه تحمل کنه این همه دلتنگی. 1001 دلیلم براش بیاری بعضی وقتها کار خودش میکنه. کاش یکم دیگه طاقت میاوردی ای دل It's hard to forget ادامه مطلب

برچسب: شانزده, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

1 ماه همش کار ساختمانی بکنی برای آماده شدن کارگاه(نقاشی،نجاری، بنایی و...) و خرید مواد اولیه و کم کم داره مهیا میشه برای استارت زدن. الهی به امید تو همیشه تو فکرم این داشتم که وقتی یک کار پیدا کردم و شروع کردم اولین درآمدش تاسوعا یا عاشورا به نیت باباجانم غذای نذری بدم ولی حالا شدن به نیت 3 تا از عزیزانم که رفتند.انشالله امسال اگه خدا بخواد انجامش میدم. آرزو میکنم اونی که دوستش دارم دوستم داشته باادامه مطلب

برچسب: هفده, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

اصلاً انتظارش نداشته باشی بهت پیام بده،بعد باهات تماس بگیره برگردی که یک وقت به غرورت بر نخوره و تو برگردی، همه ازت بپرسن چرا برگشتی و تو بگی یکی تماس گرفت و من برگشتم ولی نتونی اسمش ببری و بگی تنها کسی که تو این دنیا میتوانه نظر من با یک تماس 30 ثانیه عوض کنه آن ولی حسابی از دستم ناراحت و عصبانی. منم دوباره سعی میکنم بهش پیام ندم تا زمانی که از طریق خانواده ام اقدام کنم الهی خودت گره این مشکل منادامه مطلب

برچسب: هجده, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

کسی که همیشه دوست داشتی یک شب تا صبح بشینی و باهاش حرف بزنی و آن از خاطراتش برات بگه و تو شبی پیشش باشی که نتوانه برات حرف بزنه و فرداش دوبار از دستش بدی........

پ.ن : امروز تصادف کردم با ماشینی که 12 سال بابام نذاشت بود خط روش بیفته

چند روزی هست که حالم خوب فقط م بخاطر حضور یک نفره

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:20 توسط M.H |

برچسب: ترین,عمرم,الان, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

چند وقت خیلی عجیب داره برام میگذره، هم حال خوبی دارم ، هم احساس داغونی میکنم. یعنی میتوانم الان چندتا دلیل بیارم که حالم خیلی خوب و کم کم دارم به چیزهای که میخوام نزدیک میشم. میتوانمم چندتا دلیل بیارم که داغونم و از تمام اهدافی که دارم دور شدم. کاش یکی بود که تمام حرفهام بهش میزدم،یکی که فقط گوش بده،وقتی که خالی شدم از حرف اون وقت بهم بگه چیکار کنم و کمکمم بکنه. الان خیلی گیج ام . کاش یک کمکی داشتادامه مطلب

برچسب: نوزده, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

کمتر مینویسم چون حرفهام دارم، به خود مخاطب خاص این حرفها میگم (البته نه به صورت کامل ولی بازم همین که میدونم گوش میده خیلی حالم خوب میکنه) دیشب بعد 1سال و نیم دوباره برام داستان آلمانی خواند،از داستان اول هیچی نفهمیدم چون فقط محو صداش شده بودم و خاطراتی که قبلاً داشتم با این صدا، به شبهای فکر میکردم که از خدا میخواستم دوباره برام کتاب بخوانه رود داره من میبره سمت اون پ.ن: دوست عزیزی که نوشتی حوصادامه مطلب

برچسب: بیست, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

دیشب موضوع ماه گرفتگی برای همه جالب بود ولی من دیشب کلی حرف زدم با ماه خودم، تا صبح فقط داشتیم با هم حرف میزدیممممم همیشه این آرزو داشتممم

کلی حرف زدیم با هم، کلی درد دل کردیم ، کلی خاطره تعریف کردیم و.....

ولی یک چیزی این وسط کم بود. کاش خودش کنارم بود تا چشم از رو صورت ماه ش بر نمیداشتمم

حنانه :)

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:17 توسط M.H |

برچسب: بیست, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

تو چنان در دلِ من رفته که جان در بدنی..

دوباره حس خوب دوست داشته شدن ؛

و بلاخره اونی که میخواستی بشه

بعضی چیزها هم فقط با بانوی خودت لذت داره مثل خواندن کتاب مثل یاد آوری خاطرات و.....

من بی تو سوار هیچ اتوبوسی نمیشم

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:6 توسط M.H |

برچسب: بیست, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

تو این پست هیچی نمیتوانم بنویسم

کلی حرف هست که میخوام بگم ولی هنوز نتوانستم خوب کنار هم بذارمشون

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 14:21 توسط M.H |

برچسب: بیست, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

حال کسی دارم که داشته یک خواب خوب میدیده، ولی بیدار که میشه میبینه همش تو خواب بوده و حصرت این میخوره که ای کاش بیدار نمیشد. ولی بالاخره باید بیدار میشیدکه شدی دیگه تلاش برای این که دوباره بخوابی هم جواب نمیده(خاموش میکنه) تو این رویای که داشتم چیزهای مفیدی هم فهمیدم. پ.ن: به من خوشی نیومده که چند روز حالم خوب باشه تا یکم میخواد بهتر بشم دوباره از خواب بیدار میشم و میفهمم که زندگی واقعی من چطوری..ادامه مطلب

برچسب: بیست,چهار, نویسنده: متین کاشانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:58

ولادت امام زمان(عج) مبارک چراغ برات در کنار دو عزیزی باشی که جای خالیشون با هیچی و هیچ کسی پر نمیشه، وقتی بودن دل گرمی همه بودن حالا که نیستند داغ روی دل مونده اند. سختی ماجرا آنجاست که وقتی میری سر خاکشون هنوز نمیدونی اول کجا بشینی و فاتحه بخوانی ، وقتی تعداد کم نمیدونی بری بالای سر خاک کدام یکی وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین کاشانی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 13:32

1- زشته همه از انتخابات میگن بعد من هیچی نگم، شاید من و شما رأی بدیم کشورمون آلمان، سویس یا نروژ نشه ولی اگه رأی ندیم شاید کشورمون یک عراق دیگه یا سوریه بشه . من نمیگم به کی و چرا رأی بدین من میگم به هرکی فکر میکنید خوب رأی بدین ولی رأی بدین همین 2- شروع یک چالش سخت و جدید، یک کاری که توش حسابی زحمتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین کاشانی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 13:32

صفحه بندی